نظر کاربران در مورد "بیگانه – آلبر کامو- لیلی گلستان – نشر مرکز"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول بیگانه – آلبر کامو- لیلی گلستان – نشر مرکز
رمان «بیگانه» کامو با جمله یخ و بی احساس «امروز مادرم مرد شاید هم دیروز. نمی دانم.» شروع می شود و در همان صفحه نخستین رمان با مورسو شخصیت اصلی رمان آشنا می شویم که به خاطر تمام اجبارها و هنجار های جامعه مجبور است که چندین ساعت در راه باشد تا جنازه مادر را از سردخانه آسایشگاه سالمندان تحویل بگیرد و برای او مراسم خاکسپاری و یادبود بگیرد اما نوع برخورد بی قیدانه او با مرگ که واقعیت گریزناپذیر زندگی انسان است پای مورسو را به میز محاکمه و در نهایت اعدام کشاند.
تا به قول مورسو «تا آرزو کنم تماشاگران بسیاری در روز اعدامم حضور داشته باشند و با فریاد هایی از نفرت به پیشواز من بیایند.» مورسو به قول کامو چون بازی را بازی نگرفته است، از این رو از سوی جامعه طرد می شود جامعه ای که او منزوی و لذت جو در حاشیه آن قدم می زند و برای همین است که از دید جامعه ای که در آن زندگی می کند یک واخورده و بیگانه است.
مورسو برخلاف آن طور که نشان می دهد نمی خواهد زندگی را آسان کند او همان چیزی را می گوید که هست از این رو از سوی یک جامعه طرد می شود و بیگانگی او رنگ عام می گیرد چرا که اگر توجه کنیم در هر دوره ای هر کس برخلاف نظامی که در جامعه هرچند کوچک حرف بزند و عمل کند از سوی آن طرد و به عنوان یک بیگانه، بیگانه ای در درون مورد محاکمه قرار می گیرد و در این راه قدرت از هر نیرو و ابزاری برای استحاله فرد سود می جوید تا زمینه همرنگ شدن او را با جامعه میسر کند؛ هر چند قدرت حاکمه در دوره مورسو نتوانست با او چنین کند و اولی اینکه ترسی به دل راه بدهد در انتظار مرگ حقیقت ممکن زندگی بشر رفت.
به قول کامو پوچی زمانی معنا پیدا می کند که به آن تن ندهی و مورسو با تن ندادن به آنچه بدان باور ندارد دست رد به تمام ترجیع ها و داشتن یک هدف می زند از این رو است که بسیاری او را مدافع بیعت اندوهبار با پوچی می دانند.
نظر کاربران در مورد "بیگانه – آلبر کامو- لیلی گلستان – نشر مرکز"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است
بیگانه، شاید کتاب حوصله سربری باشه در خوانش اول
اما مدتی بعد،در ذهن به جریان در میآید…