در راه ویلا(مجموعه داستان)- فریبا وفی چشمه
انتشارات : چشمه
موجودی در فروشگاه : 2 عدد
موجود در انبار
انتشارات : چشمه
موجودی در فروشگاه : 2 عدد
موجود در انبار
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول در راه ویلا(مجموعه داستان)- فریبا وفی چشمه
رویم را برگرداندم و راه افتادم. داشتم پاهایم را میکشیدم. عرق از پشت گردنم رفت زیر لباسم. بعد صدایی شنیدم. صدا خفه و ناآشنا بود، مثل صدای حیوانی که توی تله گیر افتاده. از گلوی من میآمد. نمیتوانستم برگردم. فکر میکنم همین ناتوانی از مهربان بودن یا چیزی شبیه آن بود که باعث شده بود دچار خفگی بشوم و حتا نتوانم مثل آدم گریه کنم. چندبار دهانم را باز کردم و بستم و آمد و رفت هوا را توی دهان خشکم حس کردم. بعد از آن بود که اشک آمد. پویا به من چسبید. «الان گرگ میآید ما را میخورد.»
کتاب هایی که مدت ها دنبالشون میگشتی اینجاست!
کتاب های کمیباب رو اینجا خیلی راحت تر از بازار میتونی پیدا کنی
همین حالا بخر
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید