سرش راگذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن -(مجموعه داستان)-محمود حسینی زاد- چشمه
انتشارات : چشمه
موجودی در فروشگاه : 2 عدد
موجود در انبار
انتشارات : چشمه
موجودی در فروشگاه : 2 عدد
موجود در انبار
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول سرش راگذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن -(مجموعه داستان)-محمود حسینی زاد- چشمه
نکشتیم سرکار. چندبار بهتون گفتم، باز هم میگم. ما کسی رو نمیکشتیم.راحتشون میکردیم.بختیارو راحت کردیم.حمید روراحت کردیم. کیوان رو راحت کردیم.هوشنگ رو راحت کردیم.حسام رو راحت کردیم... دارم میگم بهتون. همه رو سرکار. نمیدونیم چندتا سرکار، نمیدونیم... ...میگفت مال اون پنجشنبه بود، مال من حتماً دوشنبهست. میگفتم بیخود نیست نویسنده شدی، استادِ چرند گفتنی. میخندید. میگفتم اگه بخوای دوشنبه بمیری، باید برنامهریزی کنی. باید خودت زحمت عزراییل رو کم کنی. وگرنه اونها که تقویمشون رو هر صد سال میبندن! میخندید. دوشنبهای بود که خاکش کردیم...
کتاب هایی که مدت ها دنبالشون میگشتی اینجاست!
کتاب های کمیباب رو اینجا خیلی راحت تر از بازار میتونی پیدا کنی
همین حالا بخر
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید