مخلوقات غریب – (مجموعه داستان)-حسین سناپور – چشمه
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول مخلوقات غریب – (مجموعه داستان)-حسین سناپور – چشمه
ژولیده در را باز کرد. چهارتایی وارد شدند.
مرد پالتوپوش گفت: «سلام ارباب من! آمدیم برای شام آخر. آمدیم که خلاصمان کنی امشب» دو کیسهی پر از نان و میوه و خوراکیهای دیگر را گذاشت کنار دیوار و کادو حلقهایش را داد دست ژولیده.
زنی که بارانی کوتاه قرمز پوشیده بود گفت: «ملک! نگو ارباب من. بگو ارباب ما»
ملک گفت: «باشد ململ جان. واقعا که چه اسمهایی! ارباب ما، امشب لایق میشویم که ناممان را بگویی و از این بینامی نامهای قلابی دربیابیم؟ نه؟ باشد. اینطور نگاه نکن دیگر. که یعنی اصلا هیچوقت نخواهی گفت. اگر اصلا وقت یگری باشد. حالا، ارباب ما. پالتوم را کجا کثیف کنم؟»
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید