کاش به کوچه نمی رسیدم-محمدهاشم اکبریانی- چشمه
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول کاش به کوچه نمی رسیدم-محمدهاشم اکبریانی- چشمه
در کلاس درس می دهم که دو ردیف صندلی دارد و فاصله آن ها از هم چیزی نزدیک به یک متر و نیم است.آن روز در حال درس دادن بودم و بچه ها ساکت به درس گوش می دادند که در،بدون آن که کسی اجازه بگیرد،آرام باز شد.ابتدا متوجه باز شدن آن نشدم،اما وقتی که بیشتر از نیمه باز شد،چشمم به طرفش برگشت.مردی که از فرط پیری به سختی را می رفت،با عصایی که فقط یک چوب کج و معوج بود،آرام آرام قدم جلو گذاشت.لباس هایش رنگ و رورفته و کهنه بود و روی چشم هایش عینکی ذره بینی دیده می شد.من و دانش آموزان هاج و واج او را نگاه کردیم.قدم هایش به کندی بر می داشت و اصلا به من یا دانش آموزها نگاه نمی کرد.ما آن قدر از حضور او و رفتارش شوکه شده بودیم که خشک مان زده بود.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید