کفش های شیطان را نپوش-(مجموعه داستان)-احمد غلامی- چشمه
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول کفش های شیطان را نپوش-(مجموعه داستان)-احمد غلامی- چشمه
نشر چشمه منتشر کرد: آذر در به در دنبال پویان می گشت.اسفند روی آتش بود.بارها به نیلوفر زنگ زده بود،کاری که در روزهای قبل هیچ وقت انجام نمی داد.بارها خانه مهندس پویان را گرفته بود اما زنش گوشی را بر می داشت و او قطع می کرد.از خانه بیرون زد.سوار تاکسی شد و سر خیابان کاج پیاده شد.از آنجا تا دادگستری دوید.جلو در اداره ازدحام بود.همه همدیگر را هل می دادند و میخواستند بروند تو یا سوال داشتند.آذر خودش را به زحمت جلو کشید.دو سرباز با لباس های سبز چرک مرده رو به رویش بودند.مردها را هل می دادند و با تحکم بع زن ها می گفتند:((خواهر برو عقب...))آذر گوش نداد،رفت جلو تر و به سربازی که صورتی سیه چرده و باغر داشت و سفیدی چشم هایش به زردی می زد،گفت:((سرکار شوهرم را گرفتن...))
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید