نظر کاربران در مورد "یوحنا پاپ مونث – دونا کراس – جواد سیداشرف – ققنوس"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است
موجودی در فروشگاه : 0 عدد
ناموجود
دسته بندی های این محصول
معرفی محصول یوحنا پاپ مونث – دونا کراس – جواد سیداشرف – ققنوس
بیست و هفتمین روز از ماه زمهریر سال ٨١٤ پس از میلاد مسیح ، قابلهای به نام « هروترود » با بورانی از برف و طوفان روبرو میشود . شروع داستان شرح تندبادی است که به سردی یخ از لابلای درختان لخت و سرمازده وزیدن گرفت و در تن لرزان هروترود فرو رفت و از سوراخها و وصلههای قبای پشمی نازکش گذشت . کوره راه جنگلی پوشیده از تودههای برف بود و او در هر گامی که بر میداشت تا زانو در برف فرو میرفت . قشری از یخ روی ابروان و پلکهایش نشسته بود . هروترود هر چند لحظه یکبار دستی به صورتش میکشید و برفها را پاک میکرد تا بتواند راه را تشخیص دهد . دستها و پاهایش ، با آن که چند لایه پارچه دور آنها پیچیده بود ، از شدت سرما درد میکرد . چند قدم آن طرفتر لکه سیاه و مبهمی روی برفها پدیدار شد . این لکه سیاه ، لاشه کلاغ یخزدهای بود . حتی این لاشخورهای مقاوم و جان سخت هم در آن زمستان بینهایت سرد میمُردند . یعنی از گرسنگی میمردند ، چون لاشه جانوران چنان یخ میزد که حتی کلاغها هم نمیتوانستند با منقارشان یخ را بشکنند و گوشتی از استخوان جدا کنند . تن قابله داستان ما از تماشای این منظره میلرزید و بر سرعت گامهایش میافزود . درد زایمان همسر کشیش روستا آغاز شده بود . هروترود با تلخی بسیار با خود گفت : این کوچولو هم چه وقت خوبی را برای تولد انتخاب کرده است ! فقط در همین یک ماه گذشته پنج نوزاد به دنیا آوردم که هیچ یک از آنها بیشتر از دو هفته زنده نماندهاند . « یوحنا ، پاپ مونث » ، داستان مهیجی از « یوهانا » است که بعدها کشیش میشود . این کتاب در ٨٣٢ صفحه راهی بازار نشر شده است .
نظر کاربران در مورد "یوحنا پاپ مونث – دونا کراس – جواد سیداشرف – ققنوس"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است
من این را در یک مبادله کتاب چند سال پیش خریدم، زیرا باید یک کتاب دیگر انتخاب میکردم. من اخیراً در حال و هوای این بودم که چیزی تاریخی بخوانم که بتوانم در آن غوطه ور شوم. داستان از همان ابتدا مرا جذب کرد – یک نشانه بسیار خوب. بیشتر از این چه می توانم بگویم، اما این کتاب دقیقاً همان چیزی بود که دکتر دستور داد. به خوبی تحقیق شده و به خوبی نوشته شده است. چند لحظه وجود دارد که ساختگی به نظر می رسد، اما به همین دلیل است که به آن رمان می گویند. یک غافلگیری غیر منتظره برای از بین بردن استرس روزانه من.
دو سه سال پیش این کتاب را با ولعی افزاینده خواندم؛ هر صفحه که پیش میرفتم دیوانه وار چشم به راه پایان میماندم و چون به پایان کتاب رسیدم، از شوق اشک ریختم و افسوس خوردم که دیگر نمیتوانم با همان تازگی مجدد بخوانمش؛
یوحنا دختری است که خودش را به جای پسری معرفی میکند و در زمانه ای که تحصیل دختران محدودیت های فراوان داشت، به برترین مدرسه ی زمانه اش میرود و در انجا با ماجراها و دشمنانی دست و پنجه نرم میکند؛ این دختر با استعداد تا جایی پیش میرود که هیئت اسقفان و کاردینال ها رای به پاپ شدن او میدهند؛ اما رازی سر به مهر تا آخر عمرش با اوست، اینکه او مونث است؛ چیزی که درآن زمانه برای جمعیت روحانیون و مذهبیون ننگ شمرده میشده است؛ در خلال زندگی پر نشیب و فراز یوحنا، تنها یک شخص راز او را میداند، و او کسی نیست جز معشوقهاش (که اگر اشتباه نکنم، نامش گرولد بود)…
به شدت توصیه میکنم این رمان تاریخی جذاب رو که علیرقم تلاش های کلیسای کاتولیک برای سر به مهر ماندن اسناد این داستان، به قلم شیوای دونا کراس به طبع رسیده، تهیه و مطالعه کنید.
ممنون از عوامل کتابفروشیِ عزیز دلشدگان.